در همین بخش
|
کافه مونث.... | ||||||||||||||||||||||
گلوله خون می کارد / برای ندا وهمه ی نداهای به خون غلتیده گيتي پورفاضل-19 شهریور 1388 |
![]() |
||||||||||||||||||||||
|
مدرسه فمينيستي - نام گيتي پورفاضل نامي آشنا در حوزه حقوقدانان و جنبش زنان است . وي علاوه بر فعاليت هاي برابري خواهانه ، همواره به حوزه ادبيات و شعر نيز علاقمند بوده است . جريانات اخير و به خون كشيده شدن دختران و پسران جوان اين ديار اورا نيز چونان اهالي ديگر خطه ادبيات متعهد به سخن واداشته است. باز میکارد درون سینه ها دشنه با گلوله میدرد نای چکاوک را تا نخواند هر پرنده صبحدم آواز تا نخیزد شعله ای ازآتشِ هرساز تا نروید لاله ای در بوستان ناز ************** پرپرگلهای تازه رُسته ی هرباغ سوگ درویرانه دل می نشاند،وای باغبان می نالد از ژرفای غم هایش رفته بر بادی وزان امید فردایش شور واویلا فتاده در چمنزارش **************** داغی این بادِ آتشزای گسترده پیکرهرجنگلی را شعله ور کرده از درختانِ کهن تا نونهال خاک ازخزه تا برگ برگ شاخه های تاک از گلِ خندان شده تا غنچه های پاک این تماشاگه چه لذت بخشِ جلاد است اشک وخون وناله وزاری وفریاداست پرچمِ چرمینِ کاوه بند بندش پند کوفریدون تا کند ضحاک را دربند برتن آن دوزخی داغ و درفشی چند |
|||||||||||||||||||||||