مدرسه فمینیستی

        صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

خشونت های پس از انتخابات، در آینه «گات ها»ی حضرت زرتشت

گفتگوی منصوره شجاعی با کتایون مزداپور-17 آبان 1388

مدرسه فمینیستی: دکتر کتایون مزداپور به سال 1322در شهر یزد دیده به جهان گشود، پس ازگذشت شش ماه از تولد ایشان، خانواده اشان از یزد به شهر اصفهان رفتند و بعد از چهار سال و نیم به تهران نقل مکان کردند. در نتیجه، کتایون مزداپور از کودکستان تا درجه دکترى در تهران به تحصیل پرداخت. استاد مزداپور عضو هیئت علمى پژوهشکده زبان شناسى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى و صاحب نظر در حوزه هاى فرهنگ و زبان هاى باستانى، ویرایش و رسم الخط زبان فارسى است. به قلم ایشان تألیفات و پژوهش هاى فراوانى منتشر شده است از جمله: « روایتى دیگر از دلیله محتاله و مکر زنان». 1371. تهران: روشنگران. / «بررسى دستنویس م. او 29 (داستان گرشاسب و...)». 1378. تهران: آگه. / «زرتشتیان». 1382. تهران: دفتر پژوهش هاى فرهنگى. / «گناه ویس». 1382. تهران: اساطیر. / «داغ گل سرخ» (مجموعه مقالات). 1383. تهران: اساطیر. / «واژه نامه گویش بهدینان شهر یزد». 1385. جلد دوم. تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى. / «دریو ا. هایلند. 1384. بنیادهاى فلسفه در اساطیر و حکمت پیش از سقراط». تهران: نشر علم . / و... می توان نام برد. استاد مزداپور از سال 1369 نیز وارد عرصه تدریس شده اند. مطلبی که در پی می آید، حاصل گفتگوی کوتاهی است که منصوره شجاعی در ارتباط با وقایع خشونت بار پس از انتخابات ریاست جمهوری، با ایشان داشته است.

منصوره شجاعی: خانم مزداپور پرسش نخست از جنابعالی این است که با توجه به احاطه شما به فرهنگ و تمدن ايران و با توجه به مبحث ریشه یابی تاریخی و رفتارشناسی اقوام وملل دراتخاذ رویکردهای متفاوت آنان نسبت به جریان های مختلف ، به نظر شما آیا فرهنگ خشونت و سرکوبگری در ایران ـ به خصوص خشونت هایی که در حوادث پس از انتخابات، بر شهروندان روا شد ـ یک پديده نوظهور است یا احيانا ريشه در فرهنگ باستانی و اسطوره های ما دارد به طوری که هر از گاهی ـ و به ضرورت ـ این ریشه های نهفته و ظاهراَ غیرفعال، ناگهان فعال می شوند، از نهانگاه خویش بیرون می جهند و زندگی اجتماعی ما ایرانیان را به آتش می کشند؟

كتايون مزداپور: مدارك و اسنادي كه ما از تاریخ و فرهنگ باستانی مان در دست داريم بسيار اندک است. در اين باره به جزييات، مشكل مي توان پرداخت ، اما شرايط و نمای كلي اين هست که جامعه، در آن دوره یک جامعه ی طبيعي بوده در نتیجه، روابط ميان زن و مرد و فرزند در حدي خيلي عادي است و خشونت هايي كه از طرف زن و مرد و خانواده اتفاق مي افتاده خود جامعه جلوي آن را مي گرفته يعني كنترل عمومي جامعه روي زندگی و رفتار فرد زياد هست و امكان ندارد كه مثلا كسي خشونت بكند و افراد جلويش را نگيرند. در اين جامعه اساسا فرد نمي تواند خيلي آزادی عمل و از جمله، خودكامگي داشته باشد. از سوی دیگر انباشت ثروت هم به قدري نيست كه شرايط زندگي شهري ـ كه مقدار زيادي از خشونت ها ناشی از آن هست ـ ايجاد بشود. اما به طور كلي دو سند و مدرك نزديك به اين موضوع از قديمترين زمان داريم: يكي مربوط به جامعه قبل از آمدن آريايي ها است، و دومي بعد از آن. حدودا مرز زماني هزاره اول قبل از ميلاد هست.

متخصص تاريخ قبل از آريايي ما، آقاي دكتر "عبدالمجيد ارفعي" كه متاسفانه به دلايل نامعلوم و عجيب و احمقانه در اين مدت نتوانستيم از تخصص ايشان استفاده كنيم براي اينكه درسال 1358 ناگهان مازاد اعلام شد و از دستگاه علمي و پژوهشي اخراج اش کردند و آواره ی كوچه و بازار و مشغول به ماهي فروشي و تجارت و... که در اين ميان ما از اين بابت مغبون شديم و فرهنگ مملكت و فرهنك جهان از او بي بهره ماند. كتاب اخير ايشان را بنياد دائره المعارف بزرگ اسلامي به نام "گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد " منتشر كرده. اين اسناد عيلامي كه به خط ميخي است 163 لوحه هست از مجموعه 4000 لوحه، و بقيه اش هم در خطر حراج و معامله در شيكاگو ... متاسفانه اين مشكلات، مسئله اي است كه در ايران هيچكس به آن توجه نكرده است. به هر حال، جزو اطلاعات اين الواح، مداركي هست كه مستقيما مربوط به دستمزد كساني است كه در تخت جمشيد كار می كردند و... اسناد حسابداري دولتي است كه ما در آن جا مي توانيم ارزش كار زنانه را ببينيم. در آن جا است كه مثلا مي بينيم براي زاييدن هز رن يك پاداشي داده مي شود و زنان در آن جا كار مي كردند و ارتباط زن و مرد سالم تر و برابرتر است اما هر چه به دوره جديد نزديك مي شويم اين مسئله خشن تر و نابرابر تر است.

بعد از اين الواح، جيز مهم تري داريم درباره برابري و ارزش هاي زن در جامعه كه پيكرك هاي كوچك زنان است كه از زيز خاك در آمدند و مربوط به قبل از دوره آريايي است یعنی عيلامي/ هخامنشي است مال سال هاي داريوش و خشايارشاه و جانشينان آنها است، متعلق به2500 سال قبل. اما پیش از آن هم ما اقتدار زنانه را مي بينيم كه بتدریج و پیوسته، کاستی می گیرد. يعني در هزاره سوم قبل از ميلاد در راس هرم خدايان «زن / خدايي» با نام «پينيگير» داريم، اين الهه همسر بانوي بزرك آسمان و شوهرش «هومبان» همسر بزرگ است. وليكن بعدها طي حدود هزار سال، هومبان (شوهر‌ پينيگير) ارتقاء پیدا می کند و مي شود پدرآسماني، و پينيگير مقام اش تنزل می یابد و مي شود همسر بززگ ! يعني جا عوض مي كنند و مقام بالاتر خدايان زن مي رسد به خدايان مذكر . اين جا به جايي تحت تاثير دو فرايند طبيعي تاريخ است و تاثير دو قوم سامي و آريايي که پدر سالار بوده است. منتها پدر سالاري كه يك چيز در آن اتقاق افتاده يك نوع قداست براي قدرت زايش مردانه قائل هستند و در يونان و ايران نشانه هايي در دست داریم از اين، ولي خب در يونان جلوه عشق افلاطوني پيدا مي كند اما در ايران تحت نفوذ اخلاق رزتشتي كه يك اخلاق منطقي و پیراسته شده است حدود و ثغور خانوداه بايد حفظ بشود. در این رشته باورها است که مثلا ایزد مهر، نمی تواند مثل آپولون در یونان عاشق دافنه شود.

به هرحال نشانه هاي زيادي هست در مورد زندگي آرام و غير خشن و حقوق برابر ميان زن و مرد و بین افراد جامعه. جالب است که در كتاب "ونديداد" آمده كه اگر زني يا دختري بهش تجاوز شد و شوهر نداشت و آبستن شد ، خانواده خودش يعني پدر، برادر و همه افراد خانواده اجازه ندارند كه كاري كنند و آزاري برسانند كه بچه سقط بشود اما بايد مردي كه اين كار را كرده پيدا كنند و ازش بخوا هند كه سرپرستي بچه را به عهده بگيرد و حتي اگر پدر اين بچه مرده باشد و اموالش تقسيم شده باشد موظف هستند كه سهم اين بچه را از آن اموال به او بدهند يعني حتي حق استفاده از امكانات آن مرد را هم براي او در نظر داشتند.

مسوليت فردي در برابر رفتار هاي خشن به حدي است كه در يكي از كتاب هاي دوره پهلوي "هيربدستان" كه مربوط به تربيت روحاني هاست آمده كه اگر بچه يا گوسفندي را ببينيد كه دارد به او ستم مي شود مجاز نيستيد كه از آنجا رد بشويد و اينها را در خشونت و ستم رها كنيد و بي تفاوت باشيد نسبت به خشونت و ظلم، يعني گذشتن و رد شدن از كنار چنين موردي گناه است.

منصوره شجاعی : پس بدين ترتيب در فرهنگ باستانی ما ایرانیان، عطوفت و مهرورزی بی قید و شرط نسبت به ديگران جزو وظيفه و جزو تكاليف بوده است. جالب است که در تفسیرهاي اوستا به زبان فارسی میانه یا پهلوي هم به دفعات بر مهرورزی و حمایت از همنوع تاکید شده، و افراد در همه امور زندگی به امانت داری و رفتار صلح آمیز با یکدیگر، دعوت شده اند. اما این دعوت برای جلوگيري از خشونت ، و برقراری صلح و آرامش میان مردم، عمدتا در حوزه ی مسئوليت هاي فردي، تبیین و تعریف شده است. حالا پرسشی که در اینجا به ذهنم می رسد این که پس، وظیفه حكومت ها در این بین چه بوده است؟ دولت ها واقعا چقدر به اين تكليف ـ پرهیز از خشونت ـ متعهد و پایبند بوده اند ؟

كتايون مزدا پور: پرهیز از خشونت و رواداری، كاري است كه كورش هم رعایت می كرده است. دعوتش كردند كه بياید عوارض بگيرد و وقتي كورش رفت و بابل را گرفت هيچ نوع ستم و خشونتي به هيچ كس نشد کورش حتی برده ها را آزاد كرد، و منشور معروف او (منشور کورش) راجع به حقوق همه افراد در زمان جنگ و صلح هست. اینها همه در كتاب آقاي عبدالمجيد ارفعي موجود است. اما سندهای دیگري هم است كه نشان مي دهد مردم ايران با ستم و خشونت مبارزه كرده اند و فقط اين نبوده كه تحمل كنند و يا منع كنند يعني حتي رفتار و تكليف ضد خشونت هم بر عهده داشتند. در نتیجه، فرهنگ و اخلاق ايراني كاملا با عطوفت و مهروزی عجين است .

منصوره شجاعی: باتوجه به تمامی این فاکت ها و نشانه هادر تاریخ و فرهنگ ایران ،بنابراین خشونت هايي كه در مقاطع مختلف بر جامعه ايران تحميل شده و به ويژه خشونت هايي كه در پس مسالمت آميزترين خواست و رفتار مدني در مورد نتايج راي گيري در دوران انتخابات رياست جمهوري ديده شد هيچ رد و نشانه اي در فرهنگ باستاني ايران نداشته ؟

كتايون مزداپور: ببینید اصل و اساس دين زرتشت بر اخلاق و مدارا و عطوفت بنا شده است و به نظرم اين خيلي مهم است كه قرار و مدار و پيماني كه بسته مي شود دو طرف به آن پاي بند باشند و تقلب نكنند و اين كلام زرتشت است كه:

"پيمان را مشكن اي زرتشت، نه آنكه باخودي و پيرو ِدينِ خودي بستي، و نه آن را كه با بيگانه "

منصوره شجاعی: واقعا سوال برانگیز است که فرهنگ باستانی و ارزش های ما ایرانیان با اين همه پشتوانه معنوی و تاکیدهای مسالمت جویانه، چرا وبه چه دلایلی مثلا با فرهنگ صلح طلب هندی ها مانند آیین «آهیمسا» که مهرورزی بی قید و شرط را تبلیغ می کند و يا "ساتياگراها"، که به لحاظ تاریخی همگرایی و پیوند هم داشته، در چند قرن اخیر فاصله گرفته و به ویژه فرهنگ سیاسی ما ایرانیان، راه خودش را جدا کرده وتا این میزان به خشونت و عناد و انتقام گرایش پیدا کرده در حالی که جنابعالی بهتر از هر کس دیگری به ریشه های مشترک فرهنگي ایران و هند، اشراف دارید؟

کتایون مزدا پور: چه بگویم ؟ به هرحال همه مي خواهند از يك حقي دفاع كنند كه بايد ديد واقعا چقدر حق است. اما آن چه که مي دانم و اسناد فراوانی هم موید آن است كه در طي تاريخ ما، در اکثر مواقع خشونت و سرکوب به ما روا شده و مورد ستم زيادي واقع شديم اما هيچوقت خشونت پيشه و انتقام جو نبوديم . براي مثال قوم زرتشت خيلي مورد ستم واقع شده و اين ستم بيشتر از جانب اراذل و اوباش بوده كه به طور غيررسمي باج هم مي گرفتند يعني مامورشان مي كردند كه زرتشتي ها را بكشند و از بين ببرند. از طرف حكومت شاه سلطان حسين مثلا گفته مي شود كه در اصفهان آن قدر زرتشتي كشته مي شود كه آب زاينده رود به رنگ خون در مي آید و خون در آن جاري مي شود ، اما مثلا در دربار ناصرالدين شاه وقتي به يك فرد مورد اعتماد نياز داشتند يعني مثلا يك باغبان مي خواستند سراغ باغبان هاي زرتشتي يزدي مي آمدند كه مورد اعتماد باشد و اخلاق مدار.

منصوره شجاعی: و بالاخره پرسش سوم (که احتمالا کلید قفل گشای مشکلات کنونی ما می تواند باشد) این که حتا اگر سخن برخی از پژوهشگران را بپذیریم که سیاه چاله هایی در اعماق فرهنگ و اساطیر ما وجود دارد که به رفتارهای خشن و انسان کش، رونق و انرژی می بخشد آیا واقعا تکیه گاه هایی نیز در همین فرهنگ و تاریخ برای مهار چنین خشمی وجود دارد؟ اگر وجود دارد آن تکیه گاهها کدامند و چگونه می توانیم آنها را در جهت مهار خشونت، فعال سازیم؟

كتايون مزدا پور: خود "گاهان" زرتشت، يعني پيام زرتشت، همان " گات ها "، پيام آسماني زرتشت است. اين براي مقابله در برابر خشونت و ستم است و مسئله اصلي هم، شیوه و ابزار اصلي اين مقابله است كه شیوه ای بی خشونت است یعنی انديشه و منش نيك است. و يك نكته خيلي جدي در این آموزه ها : "راستي" ‌است . يعني معياري كه حقيقت را بيان بكند و بين راست و دروغ تميز بگذارد و بنياد همه حقوق و عدالت همين «راستي» و راستگویی و راست کرداری است، كه راستي و حرف نهايي زدن و منطق، قضيه را روشن بكند و براساس اين است كه "شهرياري برتر" شهرياري اراده شده است كه آن شهرياري بهتر است كه هم در وجود انسان است هم در جامعه بززگ دنيا باشد يعني حقيقت كه روشن بشود بقيه مسائل روشن است و آنچه كه مايه ابهام مي شود اين است كه خشم بيايد و راستي را مبهم و آلوده كند. و مخدوش نماید. و اگر راستي بيان بشود و گفته بشود و عمل بشود، آرامش خواهد آمد . "سپندارمذ" كه عشق كامل است، كمال انديشه و كمال منش درست است و سلامت نفس است و در جامعه هم عبادت است اگر که حكومت مهرآميز همه گير حاكم شود، و بعد از اين هست كه همه امكانات خوب دنيا و كمال روحاني انسان و اجتماع (خرداد و امرداد . اشوهشت «اردبيهشت» )‌ يعني راستي، يعني حقيقت، و همان آشكار شدن حقيقت كه سلسله مراتبي است كه در گاهان ـ گات ها ـ مي آيد، بنياد فلسفه اخلاقي زرتشت است.

- ايدون باد ! سپاسگزاريم خانم دكتر مزداپور .




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کلوپ نسوان    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری