صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

«شرط» سکولاریسم و تفسیرهای زندگی

گفت‎ و شنید جواد موسوی خوزستانی با دکتر علی میرسپاسی-12 مهر 1387

مدرسه فمینیستی: دکتر علی میرسپاسی، استاد دانشگاه نیویورک در ایالات متحد آمریکاست. در طول ده سال اخیر از دکتر میرسپاسی مقالات و مصاحبه های فراوانی در نشریات و روزنامه های داخل به چاپ رسیده است.
تاکنون سه عنوان کتاب نیز به زبان فارسی از ایشان منتشر شده که آخرین اثر بحث برانگیز ایشان «روشنفکران ایران، روایت های یاس و امید» به ترجمه عباس مخبر، با استقبال خوانندگان ایرانی، به چاپ چهارم رسیده است. این کتاب در واقع چالش محوری میرسپاسی با قضاوت برخی روشنفکران مدافع مارتین هایدگر و نگاه خصمانه آنان با مدرنیته دموکراتیک است. هم اکنون نیز کتاب دیگری با عنوان «اخلاق در فضای عمومی» از ایشان توسط نشر ثالث در حال چاپ و انتشار است.

موسوی خوزستانی: فلاسفه و جامعه شناسان متعددی از مناظر و تفاسیر مختلف عقیدتی اما بر اهلیت تاثیرگذار فرهنگ و زبان و اندیشه در روند تحول زندگی اجتماعی تاکید گذارده اند در حالی که شما در آثار، مصاحبه ‎ها، و مقالات ‎تان در مورد «نهادهای اجتماعی» که معتقدید نقش کلیدی در تحول جوامع دارند تفسیرهای خاصی را مطرح می کنید. آیا در فرایند سکولاریزاسیون و توسعه اجتماعی، واقعا ساختارها نقش اصلی و مقدم را در فرایند تغییر بر عهده دارند یا قبل از هر چیز، اندیشه ی انتقادی (فکر تغییر)، بستر ساز تحول‎است؟

دکتر میرسپاسی: من معتقدم فرایندی که سبب توسعه پایدار اجتماعی می شود، در تحلیل نهایی، زمینه و بافتی «ساختاری» و «مادی» دارد. فرض کنید ابتدا دولت مرکزی و بعد دموکراسی مرکزی به وجود می آید، سپس این امر باعث می شود که مثلا تحصیلات عمومی به وجود آید و به تدریج گسترش یابد. این زمینه سازی لاجرم سبب می شود که نه فقط مردان به مدرسه و دانشگاه بروند بلکه زنان نیز به این آموزش ها راه یابند و بعد، وارد بازار کار ‎شوند. در نتیجه وقتی نهاد آموزش پرورش در کشوری، دچار تحول اساسی می گردد که در نتیجه آن، میلیون ها دختر می توانند به مدرسه و دانشگاه بروند، سپس شاغل شوند و... طبیعتا این اصلاحات و تحولات ساختاری زمینه عینی طرح مطالبات و خواسته های دیگر را برای زنان به و جود می آورد که البته این خواسته ها، از تغییرات ساختاری موجود، فراتر می رود. مثالی بیاورم: در زمان محمد رضا شاه، زنان را تشویق می کردند که سواد بیاموزند، البته زنان هم از این کار استقبال کردند و بحث سواد آموزی زنان به طور گسترده پی گیری شد، اما آن ساختار سیاسی، ظرفیت لازم را نداشت که زنان به غیر از سوادآموزی، مطالبات دیگری را هم خواستار شوند. این، البته در مورد مردها هم صادق است. منظورم از آوردن این مثال، نشان دادن «ارتباط متقابل نهادها با مطالبات»، در روند تحول اجتماعی است. البته یادمان باشد که ارزش های فرهنگی متفاوت، معانی گوناگونی به این ساختارها می بخشند و حتا می توانند این ساختارها را متحول کنند.

موسوی خوزستانی: در گستره فضاهای ارتباطی و کنش های متقابل، یعنی همین ارتباط متقابل که جنابعالی مطرح می کنید نقش اندیشه و فرهنگ، به عنوان واسطه ای حیاتی و الزام آور ـ و حداقل مشروط کننده ـ اساسا چه جایگاهی پیدا می کند؟ چون شما در مصاحبه هایتان معمولا تاکید در خوری به عامل فرهنگ و نقش تاثیرگذار اندیشه (اندیشه به عنوان عامل تغییر) ندارید.

دکتر میرسپاسی: ببینید، مسئله فرهنگ و نقش




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان