صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

شاهان رویین تن جهان بی احساس

منصوره شجاعی-27 مهر 1387

مدرسه فمینیستی: مروری برکتاب " دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد" /آنا گاوالدا.ترجمه الهام دارچینیان.تهران : نشر قطره. 1386

اقبال زنان داستان نویس موج دوم و موج سوم ادبیات فمینیستی به داستان کوتاه، به نوعی پیوندی محکم بین این فرم مدرن و امروزی با ادبیات زنانه جهان به بار آورده است. این پیوند وتعلق، به طرز چشمگیری مهارت های داستان نویسی زنا ن را در این قالب از داستان به رخ می کشد. گویی پراگماتیسم زنانه درحیطه عمل اجتماعی ،در زبان ادبی آنان نیز اثر کرده وموجب شده که جان کلام را در کوتاهترین شکل به خواننده عرضه کنند و خواننده را راضی از این تلنگر کوتاه در پی کنکاشی ژرف تر چونان مسافری جست و جوگردر جاده بی انتهای ادبیات روانه سازند.

در ایران نیز اکثر زنان داستان نویس که اکنون با رمان های خویش گوی سبقت از مردان نویسنده ربوده اند، ورود خویش به این عرصه را با داستان کوتاه آغاز کرده اند .

درفرانسه این گونه از داستان نویسی بیش ازدیگر کشورهای جهان مورد توجه زنان داستان نویس، به ویژه از دهه 80 به بعد قرار گرفته و کسانی چون "نوئل شاتله" ، "یاسمینا رضا" ، "ماری داریوسک"،...و" آنا گاوالدا" نویسنده مجموعه حاضررا به جهان داستان کوتاه معرفی کرده است .

آنا گاوالدا در برخی از مصاحبه هایش با شیطنت به خبرنگاران می گوید که در اصل داستان های کوتاه را دوست ندارد ، زیرا آنها بخش محدودی اززندگی را نقل می کنند ونیاز خواننده را برای دانستن کامل برآورده نمی سازند، ولی از آنجا که او دوفرزند دارد برایش راحت تراست شب ها یک داستان کوتاه بنویسد تا یک رمان بلند!!

گاوالدا در سال 1970 در حومه پاریس به دنیا آمد .شغل پدر ومادرش نقاشی روی ابریشم بود و وی با سه خواهر وبرادرش درفضایی بی دغدغه و محیطی هنری روزگار می گذراندند.

پس از جدایی پدر و مادر از هم، در سن سیزده سالگی نزد یکی از خاله هایش رفت و به عضویت انجمنی کاتولیک در آمد. پیش از ورود به دانشگاه سوربن به کارهایی مانند پیشخدمتی ، فروشندگی ، بازاریابی آزانس املاک ، صندوقداری و گل آرایی پرداخت. " ....زندگی ر ا آموختم . دسته گل های کوچک برای همسران و دسته گل های بزرگ برای معشوقه ها..." (ص. 10) و بدین گونه وجوه متفاوت زندگی را از نزدیک لمس کرد و شناخت . آنابه مدد ذخیره مشاهدات و تجارب متنوع درذهن سوادازده و علاقمندخویش در 29 سالگی پس از چند تجربه جسته و گریخته به ناگاه با مجموعه داستان " دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد" به موفقیت بزرگی دست یافت. این اثر در خارج از فرانسه به 19 زبان ترجمه شده . و جایزه بزرگ آرتی ال – لیر 2000 را به خود اختصاص داد.

این مجموعه شامل 12 داستان کوتاه است که "الهام دارچینیان" از عهده ترجمه فارسی آن به خوبی برآمده و "نشر قطره" نیز کتاب را در کیفیتی مناسب به بازار نشرعرضه کرده است.

در این مجموعه ، سخن عشق سخن مسلط است وبا نگاه به کارهای دیگر او می توان به این نتیجه رسید که عشق در اکثرکارهای آنا گاوالدا موضوع اصلی است. عشقی که می تواند خوشبختی آفرین و اسرار آمیز باشد و نیز دردآور و مشقت بار.
" به آدم هایی که زندگی احساسی برایشان دردرجه دوم اهمیت قرار دارد ، به گونه ای رشک می برم ، آنان شاهان این دنیایند، شاهانی رویین تن."(ص.12)

اما،گاوالدا این جهان و پادشاهان بی احساس و بی عشق آنرا به خود وا می گذارد و د




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان