صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

نگاهی به روش تفکر دوگانه انگاری (با استناد به مقالات خانم مژگان ثروت و فرزانه راجی )/ گیتی سلامی

4 آبان 1387

شبکه بین الملی همبستگی با زنان ایران: قصد من از نوشتن این متن نشان دادن شیوه ی تفکری دوگانه انگاری و مکانیکی ما ایرانیان است که بر یک بینش و شناخت فلسفی دینی 1 قرار دارد که از نگاه من در اشکال متفاوتی ، زمانی به شکل خدا محوری، زمانی دیگر به شکل تسلط عقل (کل) - محوری (منظور بینش هگلی ) و یا حتی به صورت انسان محوری متجلی می شود و از آنجائیکه در هر سه بینش ، انسان هم به مثابه ی جزء رؤیت می شود و هم در رابطه باکل (که می تواند خدا، عقل، انسان ِنخبه ، انسان ِ قهرمان، پول، جامعه ی توحیدی، جامعه ی آزاد، جامعه ی سوسیالیستی، و... باشد ) معنا پیدا میکند ، فرهنگ و نظرگاهی شکل می گیرد که غایت گرا یا مطلق گرا است به این معنا که معرفت شناختی ریشه میدواند که کاملیت یا جامعیت به منزله ی نظامی یکتاگرا که سرچشمه ی هر گونه تنوع ظاهری است، عادت فکری می شود. در این عادت فکری و بینش، مسائل و پدیده های اجتماعی به دوقطب متقابل (درون – بیرون، (تضاد) اصلی – (تضاد) فرعی، ریشه ای – سطحی، عینی ـ ذهنی ، زیر بنا ـ روبنا ، مهم – غیر مهم، کل – جز، سکولار – غیر سکولار، لائیک – غیر لائیک، سکولار – لائیک، سکولارها ـ مذهب گرایان،سلطنت ـ جمهوریت ، زن – مرد، زنانه ـ مردانه، سیاه – سفید ،دوست – دشمن،...) تقسیم می شوند که یا با تضادی حل نشده ای که بین آنها وجود در جبهه ی جنگ به نفی ویا پیروزی یکی از دوطرف به پایان می رسد ویا در بهترین حالت یک قطب تکمیل کننده قطب دیگرمی شود. این بینش حامل ِ تصوری ایده آل از جامعه است که در فرایند ِ تکامل کلی ، جامعه بصورت ِخطی از نقطه ی الف به ث" که غایت آن است، میرسد. فرهنگ و نگاهی که مسایل و پدیده های اجتماعی و تاریخ را به صورت خطی تجزیه و تحلیل می کند یعنی رفتن از "الف به ث" ( همانگونه که مژگان ثروت در مقاله اشان از این روش ونگاه استفاده کردند و عادت فکری ما ایرانیان شده است،) دارای روشی مکانیکی است که نه تنها نگاه دوقطبی رادر جامعه دامن می زند بلکه غایت و آرمانی هم برای جامعه در نظر می گیرد که این آرمان زمانی می تواند در بیان، تفکر و تصوری ازجامعه ی سوسیالیستی یک شکل و همسان برای رهایی انسان ها، زمانی دیگر در جامعه ی آزاد و بی شکل(که همان یک شکلی است ) برای نجات انسان ها (با تصوری که هر انسان بمثابه ی عنصری منفرد، غیر اجتماعی جدا از هم و بطور پراکنده در جامعه قرار دارند) تجلی یابد.

از نظر من این شیوه ی نگرش (آرمانگرایی و غایت نگری) با جامعه ی خدا – محور ِ دینی که غایت یا آرمان اش یک جامعه ی بی طبقه توحیدی برای رستگاری انسان است هم جهت و هم روش می باشد. آرمان واهداف این سه نگرش،یا رهایی، نجات و یارستگاری انسان است و روش ِ نگاه به انسان برای رسیدن به این اهداف یا غایت، مثل ِ هم و نگاهی از بالا و سلسله مراتبی می باشد که از طریق ِ فاعلی بمثابه ی رهبر که در شکل ِ قهرمان یا نجات دهنده ، با تغییر جایگاه خدای آسمانی به خدای زمینی به سرانجام می رسد. روش ِ تفکردراین نگرش، ثنویت و یا دو قطبی کردن مسائل و پدیده های اجتماعی است که نتیجه ای مصیبت بار برای جامعه ی انسانی به ارمغان می آورد . گواه این حرف تاریخ بشری ، و تاریخ چندین ساله ی خود ما است .در شیوه ی دوگانه انگاری توجه و دیدن ِ رابطه ی متقابل، برابر بین ِ فاعل های ِمقابل ایستاوجود نداردوعناصر تشکیل ده




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان