صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     دردسر جنسیت....  
 

سفرهای نوروزی و استمرار منزل!

محمد غزنویان-14 فروردین 1388

مدرسه فمینیستی: این نوشته یک مقاله نیست بلکه دعوتیست به دیدن و دیگرگونه دیدن پیرامون مان.

اطراف دریاچه مصنوعی لاهیجان قدم می زنیم. شهر و به خصوص این محدوده به معنای واقعی شلوغ است.گوشه ای نسبتاً خلوت پیدا می کنیم و می نشینیم.سعی می کنیم به خودمان بقبولانیم که چقدر خوبست که مردم اینقدر شادند. اما در پس زمینه ذهن مان این مسئله مانور میدهد که به این نگوئیم مسافرت،نگوئیم اوقات فراغت. چون که مردم آمده اند تا استراحت کنند. مردم آمده اند تعطیلات. دائم یاد مسافرت خودمان می افتیم. چقدر تعداد آدم هایی که در طول سفر ،خوابیدن را به تماشای مناظر ترجیح میدادند زیاد بوده است. چقدر مردمی که کارشان را دوست ندارند زیاد است و چقدر شوق زائد الوصفی بین شان برای تعطیلات موج می زند. و چه شگفت که حتی راننده اتوبوسی هم که شغلش رانندگی است چون علاقه ای به آن ندارد _ یا از تاریخی که عشق رکاب داشت خیلی گذشته _ نیز پشت رل می خوابد!

همین طور که این افکار در تحرکند، نگاه مان که به اتفاق به این سو و آن سو می چرخید ،یکباره دوخته می شود به چادری که درست مقابلمان برپاست.بخار حاصل از طبخ غذا از چادر بیرون می زند. زنی داخل چادر نشسته که مشغول تهیه شام برای آن مردی است که کنار چادر سیگار دود می کند و احیاناً درحال دو-دوتا چارتا کردن هزینه های سفر است. و در عین حال تسلط اش را به حریم منزل به نمایش گذاشته است. برای آن بچه هایی که بیرون چادر تو سر و کول هم می زنند.

منزل!

درست است. اینجا منزل است! بدبینانه نگاه نمی کنیم. بلکه در تلاشیم تا فارغ از تمسک به نظریه و یا توسل به ایدئولوژی آنچه را آنجاست ببینیم. و فقط نگاه می کنیم:

این همان منزل است که عجالتاً کوچ بهاره کرده. کوچی چند روزه. با این تفاوت که جای خواب کمی تنگ شده (به نسبت تمول ممکن است حتی فراخ تر هم بشود، لیکن در ماهیت منزل تغییری ایجاد نمی کند). و باز یاد خواب می افتیم. تنها تحول شاید همین است که خانواده فرصت بیشتری برای خوابیدن دارند. و کمی تنقلات بیشتری استعمال می کنند (و منظور نگارنده از تنقلات همان آجیل و شیرینی رایج در این ایام است. اگرچه برخی مصر باشند که امروزه مخدرات به سطح تنقلات تقلیل یافته باشد!)

و در همین بین خواهیم دانست که این کار خانگی زن است که در هیچ سطحی در این قبیل مسافرتها دچار تحول و جابه جایی نمی شود. از آنجا که منزل به شهری دیگر منتقل شده بنابراین توقع اینکه نقش و کارکرد زن مشمول توقفی موقتی بشود، نگاهی خوش بینانه است. در واقع، متوجه می شویم که تعطیلات برای زنان ما حتی در سطح سخیف استراحت هم رخ نمی دهد. اگر فاصله عدم کار (در اینجا کار ناظر بر اشتغال است) به عنوان وقت فراغت را یعنی زمانی که فرد (فرد به معنای اعم نه فرد ذیل گفتمان تبعیض جنسی) می تواند به امورات شخصی و پروراندن علایق و پیگیری سلایق اختصاص دهد، به عنوان شرایط تحقق فرد در نظر داشته باشیم، آنوقت است که در می یابیم اختصاص این زمان به خواب (نه در حد رفع نیاز بلکه خواب با کارکردی مضاعف. یعنی تقلیل فراغت به خواب) باعث استمرار بختک اشتغال، و به مثابه فروکاستن فردانیت از یک سو و گسست از روابط اجتماعی از دیگر سوی می گردد.

با این حال در اقلیمی فرهنگی که تعریف فرد عمیقاً تحت تاثیر تبعیض جنسی باشد این رویداد بگونه ای تکان دهنده بازتولی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان