صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

به مناسبت روز جهانی زن: سوژه‌ي مبارزه برايِ رهايي (چه‌گونه "جنسِ دوم" خوانده مي‌شود)

روزبه آغاجری-15 اسفند 1388

مدرسه فمینیستی: تقديم به آتنا تا همواره در پناهِ دَئِنا (Daena) و چيستا (Tchista) و دور از آکه‌تَش (Aketash) باشد و ذيلِ نامِ هيچ‌كس قرار نگيرد.
 تقديم به آفروديت كه گويا، از رودخانه‌ي آمه‌ليس (Amelis) نوشيده است و به هادِس (Hades) پیوسته است.
 تقديم به آرتميس كه همواره برايِ من تجليِ كلمه (Logos) و خرد (Dianoia) است.
 تقديم به آئورا تا هرگز کنش‌تفکر را وا ننهد یا ’به میل‌اش وفادار بماند‘.

ديگري‌اي ناخوانده، نافهميده و نفرت‌آور برايِ بسياري از مردان و زنانِ حتا مستقل و روشن‌فكر، «جنسِ دوم» (نوشته‌شده در سال‌هاي 49-1948) اثري يگانه است برايِ واكاويِ فرايندِ ‌به‌بندكشيده‌شدنِ زن در ديگري.
«جنسِ دوم» دقيقاً ’رخ‌داد‘ي در وضعيتِ زن است. رخ‌داد از اين حيث كه صرفاً امكان‌هاي وضعيت را باز نمي‌نمايد بلكه امكاني نوين برايِ چنگ‌زدن به رهايي مي‌آفريند. نمي‌گويد به دنبالِ امكان‌هايي در وضعيت باشيد (هر چند اين امكان‌ها را خوب مي‌شناسد) تا سهمي بيش‌تر ببريد؛ مي‌گويد بر سرِ رهايي‌تان بايد قمار كنيد، بايد تصميم بگيريد بي آن‌كه حسابِ امتيازها و داشته‌هاي‌‌تان را در جهانِ مردسالار بكنيد، بايد انتخاب كنيد، بايد خودتان برايِ خودتان امكانِ رهايي را بيافرينيد.
«جنسِ دوم» يك‌سره سوژه‌ي چنين مبارزه‌ي پي‌گيرانه‌اي است؛ مبارزه برايِ رهايي و برابري.

من در اين‌جا به فصل‌هاي نخستينِ جلدِ يكِ «جنسِ دوم» و دو فصلِ نهاييِ جلدِ دويِ آن مي‌پردازم، به اين خاطر كه اين مقاله بيش‌تر در پيِ بيرون‌كشيدنِ بنياد‌ها و هسته‌ي نظري‌اي است كه جنسِ دوم بر آن بنا شده است، نه درگيرشدن با شرح‌وبسط‌ها و نمونه‌هاي دقيق و گسترده‌ي آن. پس، از آغاز آن را تكه‌تكه كرده ام كه اين خود، برآمده از همان ضرورتي است كه باز گفتم. ازاين‌رو، بايد در همين‌جا تأكيد كنم كه «جنسِ دوم» را نمي‌شود به‌هيچ‌وجه به بنيادهاي مطالعاتي و هسته‌ي نظري‌اش فرو كاست و آن را فهميد. پس، خواندنِ ’خودِ‘ جنسِ دوم، از بيخ‌وبن با لحظه‌لحظه‌زيستن با آن ممكن است البته اين نكته هيچ تضادي با ردكردن، نقدكردن يا پذيرفتنِ آن ندارد. مي‌ماند اين كه تمامِ جملاتي كه در ”...“ آورده ام، جز آن‌ها كه در پانوشت اشاره كرده ام، نقلِ قول از متنِ جنسِ دوم؛ ترجمه‌ي قاسم صنعوي؛ نشرِ توس است.

نكته‌هاي آغازين یا ریشه‌هاي نظري

كليدواژه‌ي بنيادي در «جنسِ دوم» مفهومِ ديگري است. اما اين ديگري چيست؟ اصلاً وجود دارد؟ يا اين‌كه هميشه وجود داشته و تا ابد هم همين‌طور وجود خواهد داشت؟ آيا مطلق است؟ جنسِ دوم اثري اگزيستانسياليستي است و قراردادنِ آن در قالبِ فمينيسمِ راديكال (گويا به اين خاطر كه در آن مرد در برابرِ زن است) بيش‌تر از ساده‌انگاري‌اي نظري نيست. بايد مفهومِ ديگري را در چارچوبِ همين نظريه و در تقابل با دیگریِ مطلقِ فمینیسمِ رادیکال فهميد.

نگرشي وجود دارد كه «جنسِ دوم» را به رونوشتي برابر با هستي و نيستيِ سارتر البته درباره‌ي مسئله‌ي زن فرو مي‌كاهد كه اين خود، نه تنها نشانه‌ي نگرشِ مردسالارانه‌ي چيره بر چنين برداشتي است (زن‌ها هر چه باشند، بايد در بودنِ آن‌ها ردِ پايِ مردي را يافت) بلكه با بسط‌هاي نظريِ مطرح‌شده در خودِ «جنسِ دوم» هم سازگار نيست. اما اين نكته را نبايد از ياد برد كه بي‌شك




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان