صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

زنی با زبانی چو شمشیر / نوشته سیمین بهبهانی

5 مهر 1389

مدرسه فمینیستی: به مناسبت 5 مهرماه، سالمرگ شاعر مشروطه عالم تاج قائم مقامی (متخلص به ژاله) ، مدرسه فمینیستی تلاش کرده است ویژه نامه ای حاوی نظرات و آراء برخی از زنان هنرمند و شاعر معاصر را در باره این شاعر بزرگ، گردآوری کند تا نسل جوان کشور و علاقمندان به شناخت آثار پیشکسوتان حق خواه جنبش زنان با افکار و آرزوها و ادبیات این بزرگان هر چه بیشتر آشنا گردند. بازخوانی زندگی و آثار «ژاله» در شرایط پر اضطرار و مضطرب کنونی، کاری بس دشوار بود که البته با همت و راهنمایی پیشکسوتانی چون استاد سیمین بهبهانی و دیگر شاعران نسل معاصرمان میسر شد. «کیانا کریمی»، هنرمند طراح نیز طراحی پوستر این مجموعه را برعهده داشته است. آنچه در زیر می خوانید به قلم سیمین بهبهانی است در مورد «عالمتاج قائم مقامی»:

  از خویشتن خویش چه می خواهم من؟
 از این «منِ» درویش چه می خواهم من؟
 بازیچه ی آرزوی دل ساختمش
 زان «هیچ» آفرین بیش چه می خواهم من؟

عالم تاج قائم مقامی، با نام شعریِ ژاله از زنان شاعر برگزیده ی کشور ما است که نامش همراه با شعرش به تصادف باقی مانده است و اگر پسرش ، پژمان بختیاری ـ که خود از شاعران خوب معاصر بود ـ در کتاب های باقی مانده از مادر جست و جو نمی کرد، در نمی یافت که مادرش شاعری خوش ذوق و توانمند بوده است.

ژاله شعرها را «برای دل خود» سروده و از بیم جاهلان زمانه، آن ها را به گوش ها نرسانده و بسیاری را به آتش سپرده است زیرا مردم زمانه را کم حوصله تر و ناپخته تر از آن دانسته که حقایق زندگی زنان و کمبودهای وحشتناک عاطفی آنان را آشکار کند.

به هر روی، آن چه از عالم تاج ، این بانوی فرهیخته، باقی مانده است از دو جهت ارزشمند است:

نخست از جهت شناخت جامعه ی زن ستیز و مظالمی که بر زنان روا می بود، و دوم از بابت زیبایی و روانی و خوش ساختی شعرهایی که به تشریح این مظالم پرداخته است.

عالم تاج قائم مقامی متولد اسفند 1262 خورشیدی بوده و در پنجم مهر 1325 به مرگِ تن پیوسته است. پس 63 سال بیش نزیسته است، شصت و سه سالی که نیم بیش تر آن، دوران ناآگاهی زنان از حقوق خود بوده و در نیمه دیگر کم کم این آگاهی در زنان پدیدار شده و از 1300 خورشیدی به بعد کمابیش جرقه هایی از آزادی خواهی و حق طلبی به زندگی زنان روشنی بخشیده است.

با این حساب، می توان ژاله را از پیشوایان دوران بیداری زنان و نخستین شاعره ی جسور و بی پروا و خوش ذوق دانست که هنر خود را وقف روشن کردن افکار زنان همزمان خود کرده است.

زندگی او از جهاتی به زندگی مادر من (فخری ارغون ــ فخرعادل خلعتبری) شباهت دارد، با این تفاوت که مادر من پانزده ، شانزده سالی بعد از عالم تاج قائم مقامی به فکر آزادی زنان می افتد. شعرهای ژاله در اواخر 1345 یا اوایل 1346 خورشیدی منتشر شد و تا آن زمان از وجود چنین شاعری بی خبر مانده بودیم.

برای نمونه من یک بیت را از میان یکی از غزل های ژاله انتخاب می کنم که واقعا یک تومار شکوه و شکایت از نابرابری حقوقی زن و مرد در آن نهفته است :

  قید عفّت، قید سنّت، قید شرع و قید عُرف
 زینت پای زن است، از بهر پای مرد نیست!

با چه زبانی و در چند صفحه می شد این همه آزار و شکنجه و تبعیض را که بَر زن روا می دارند و برای مرد کاملا نارواست به این خوبی و اختصار، تعریف کرد و به چشم کشید؟

هنر ژاله تنها




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان