صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

برای نسرین ستوده که لب بر غذا بسته است

ناهید کشاورز-21 مهر 1389

مدرسه فمینیستی: چند روزی است که از فکر نسرین ستوده نمی توانم فارغ شوم. تصویر چهره ی مهربان و مصمم نسرین مدام جلوی چشمانم می آید. تصویر زیبای نسرین هنگامی که در زندان به دیدن من و محبوبه حسین زاده آمده بود. تصویر نسرین هنگامی که پله های دادگاه انقلاب را با هم بالا می رفتیم. تصویر نسرین هنگامی که در شعبه 28 دادگاه انقلاب از آقای مغیسه که به جای قاضی در هیئت مدعی العموم به متهم و وکیل اجازه هیچ دفاعی نمی داد، مصرانه می خواست به همان اندازه که او به موکلش اتهام وارد کرده، به او به عنوان وکیل فرصت دفاع داده شود. تصویر نسرین که به شکم بر آمده من که دامون را آبستن بودم نگاه می کرد و نگران حکم قاضی بود.

تصویر نسرین با تصویر کودکان زیبایش که دوری مادر، پژمرده اشان کرده است، در جلوی چشمانم به هم می آمیزند و من نگرانم. وقتی به دیدار مهراوه و نیما می روم قلبم فشرده می شود و نمی دانم چه بگویم. برایشان آرزو می کنم که دیدار بعدی ما با حضور نسرین باشد. نمی دانم به مادرشوهر مهربانش که خانه و زندگیش در تبریز را رها کرده و برای نگهداری نوه هایش به تهران آمده است، چه دلداری ای دهم. به او که نگران جسم نحیف نسرین است و می ترسد برای عروس نازنین اش اتفاقی بیافتند، می گویم: مادر انسان قوی تر از این حرف هاست، روح بلند نسرین است که در اعتصاب غذا مقاومت می کند و نه جسم نحیف اش... دلداری ای که خودم را نیز نمی تواند چندان آرام نگهدارد.

اطلاعات ناقصی را که وجود دارد کنار هم می گذارم و نتیجه می گیرم نسرین بر اوضاع مسلط است که توانسته است در سه ثانیه خبر اعتصابش را به همسرش بدهد. اما با احتساب روز تلفن نسرین، متوجه می شوم که دقیقاَ 18 روز از اعتصاب غذای نسرین می گذرد، و هیچ خبری از نسرین نیست: سکوت مطلق.

از خودم می پرسم به راستی جرم نسرین چیست؟ نسرین ستوده چه می خواهد که بازجویانش حاضرند آب شدن روز به روز او را نظاره گر باشند اما به خواسته اش پاسخ ندهند. نسرین در روزهای اول بازداشت اش در دومین تماس تلفنی که با منزل داشت به همسرش گفته بود من از بازجویانم خواسته ام که هر 4 روز یکبار به من اجازه دهند تا با فرزندان خردسالم تلفن بزنم در غیر این صورت اعتصاب غذا خواهم کرد.

بعد از این تلفن تا مدتها، از نسرین خبری نبود. در این فاصله: نیما کوچولو تولد سه سالگی اش را جشن گرفت ولی حتی مادرش اجازه نیافت روز تولد پسرکش به او تلفنی تبریکی بگوید. در این فاصله: پدر نسرین از دنیا رفت ولی او اجازه نیافت با مادر و خواهرش حتی تلفنی سخنی بگوید شاید از آخرین لحضه های حیات پدرش چیزی بپرسد. در این فاصله: سالگرد ازدواج نسرین و رضا خندان هم گذشت و باز هم نسرین اجازه نیافت تلفنی با همسر گرامی اش، خاطره روزی را گرامی بدارد که در تمام زندگی برای این که دیگر دختران سرزمین اش هم به مانند خود او قدرت انتخاب بیابند و زندگی ای برابر آغاز کنند، مبارزه کرده است.

به کارنامه نسرین ستوده نگاه می کنم و می بینم جز دفاع از حق و شرف انسانی هیچ در آن نیست. واقعاَ کدام عمل نسرین مجرمانه است؟ آیا دفاع از کودکانی که زندگی تلخ شان آن ها را به جای مدرسه، به زندان فرستاده است؟ آیا دفاع از کودکان فرودستی که در زندگی هیچ نیاموخته اند جز خشونت، و آنگاه که با دوست و همکلاسی شان درگیر می شوند، جز زبان خشونت، چیزی را نمی شناسند (




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان