صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

من و واندانا شیوا (جنبش زنان و اکوفمینیسم)

منصوره شجاعی -6 آبان 1389

مدرسه فمینیستی- متن حاضر برگرفته از سخنرانی منصوره شجاعی در سمینار "غنایم جنوبی جهان" The Wealth of the south of the World است که در25 سپتامبر 2010 درایتالیا به دعوت استانداری "بولزانو" برگزارشد. دراین سمینار واندانا شیوا از هندوستان و منصوره شجاعی از ایران به عنوان دو اکوفمینیست شرقی شرکت داشتند. مصادف شدن این سمینار با درگذشت پدرنسرین ستوده موجب شد که بخشی از برنامه به صحبت درباره نسرین و تسلیت به او اختصاص یابد.

آغاز سخن : من زنی خلیجی هستم که حیاتم در گروی صلح و پاکی دریاهاست . (...) من از ایران می آیم که زنان اش دادخواه برابری و عدالت ، و پاسبان صلح و پاکی زمین اند.(...)... این جملات و عباراتی شبیه آن را چهار سال پیش از این نیز در سمینار زنان برنده جایزه نوبل در شهر وین در معرفی خویش و برای حمایت از صلح جهانی و نهی تسلیحات اتمی گفتم . و اینک، پس از گذشت چهار سال و کسب تجربه ای عمیق آمیخته به اندوه از دست دادن و امید به دست آوردن، هنوزو همچنان آواز من است که این بار هم صدا و هماهنگ با آواز "واندانا شیوا" زنی از اعماق جنگل های سبز هیمالایا، برابری وهمزیستی برای انسان را به استناد برابری و همزیستی طبیعت در چرخه حیات طلب می کند. برابری ، همانگونه که در طبیعت جاری است و انطباق این جریان سیال با پدیده های مدرنی که در شهر و زندگی شهری جاری است ،امتزاج و ترکیبی که " اکوفمینست" ها در بیان استدلا ل برابری خواهانه خویش بدان استناد می کنند .

جنبش زنان ایران و اکوفمینیسم :

قدمت جنبش زنان در ایران ، طبق تعاریف رایج "جنبش " کمی بیشتر از صدسال است. و این همزمان با جنبش مشروطه خواهی و درگیر شدن زنان با مفاهیمی همچون دموکراسی و حقوق شهروندی است . این خواست که بیشتر از سوی طبقه متوسط شهری مطرح می شد طبیعتا زنان این طبقه را نیزبیش از دیگر اقشار، درگیر کرد . آنان در پی دستیابی به حق رای ، حق آموزش ، تاسیس مدرسه ها ی دخترانه ، و ایجاد نهادهای زنان و نشریات زنانه وارد میدان دموکراسی خواهی شدند و تا به امروز هرچند که موفقیت های بسیاری به دست آورده اند لیکن به دلیل سلطه سنت وتفکر مسلط مردسالاری و زن ستیزی بر قوانین مدنی ، به ویژه در سه دهه اخیر ، هنوز و همچنان در پی طلب حقوق شهروندی خویش در تلاش هستند. حقوقی که مشخصااز زنان سلب شده است همچون حق انتخاب پوشش ظاهری، حق ارث برابر، حق شهادت ، حق قضاوت ، حق سرپرستی فرزند ، حق سفر،حق تابعیت و... در پی دستیابی به این حقوق ، هرکسی ازظن خویش به بازنگری و تحلیل آنچه که هست و آنچه که نیست می پردازد ؛ من نیزبا رویکردی اکولوژیک وارد کارزار برابری خواهی شدم.

در گشت و گذار های دور و نزدیک خویش ، همزمان با حضور فعال درجنبش زنان ،کارکردن درکنارزنان روستایی و مناطق محروم ونیز سفر در اکوسیستم های متنوع ایران به قصد جمع آوری قصه و ادبیات و دانش بومی وبرخی فعالیتهای عملی زیست محیطی ، با پرسش هایی ساده و برگرفته از عشق به طبیعت وعشق به برابری به سرعت در چالشی عظیم با قوانین نا عادلانه حاکم قرار گرفتم : مگر طبیعت به اندازه نیاز ،و نه به اندازه طمع، همه موجودات خویش نعمت دراختیارشان قرار نداده ؟مگر طبیعت در دهش و بخشش خویش به یک پروانه، به یک درخت، به یک گل ویا به یک فیل عظیم الجثه، تفاوت و تبعیضی قائل شده ؟ مگر هریک از اینا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان