صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

مسافرتی هر چند کوتاه به «زنستان»

روح انگیز پورناصح-14 دی 1389

مدرسه فمینیستی: در طول رمان زنستان (1) اثر شارلوت پرکینز گیلمن با ترجمه ی نوشین احمدی خراسانی بارها به یاد کتاب دنیای سوفی که آموزش فلسفه به زبان ساده در قالب رمان است، افتادم. شارلوت هم تقریبا صد سال پیش این گونه به آموزش ارزش¬ها و فرهنگ انسانی و ایجاد جهانی به دور از هرگونه نابرابری و تبعیض پرداخته است.

کتابی که وجود جهان دیگری را قلم می زند. جهانی که با هنر عجین شده و نه نسخه ی آن، که خودِ هنر است. او این جهان را برنمی تابد؛ جهانی که ویرجینیا وولف این گونه می خواندش: «هنر نسخه ی دوم جهان واقعیت نیست، از آن کثافت همان یکی کافیست.»

شارلوت پرکینز گیلمن زن عمل است. شخصیت داستان های کوتاهش معمولا زنیست که همواره عملا برای بیرون آمدن از وضعیت محدودش تلاش می کند و این تلاش در زنستان در فضایی بزرگ تر از خانه به بار می نشیند.

ترجمه با وجود اشکالات جزئی، ترجمه ای یکدست و روان است و نشانگر تلاش مترجم در انتخاب واژه ها و ساختار جمله ها.

زنستان آرمان کشوری که در آن طبیعت چون بهشت، زبان ساده، بازی ها آموزش عشق و خلاقیت، لباس ها راحت و رنگ ها شاد و متنوع است. زنان پیوسته در حال تحصیل و آموزش، به روز کردن قوانین، اهمیت دادن به کودک و جوان، «اتحاد عمل و تعهد عمیق به اصول مورد توافق» و ... می باشند. آن ها با نکته سنجی و تحلیل های هر روزه¬ی خود «آرامش، صلح، سلامتی و زیبایی» را برای جامعه شان به ارمغان آورده اند. جایی است که با زندانیان با اصول انسانی و اخلاقی رفتار می شود و حیوان وحشی، بیماری و زباله جایی در آن ندارد.

«این زنان عشق و ازخودگذشتگی را که زنان ما آن را فقط در حوزه¬ی خصوصی و صرفا برای بقای خانواده خودشان هزینه می کنند برای بقا و اعتلای نژاد کشورشان صرف می کردند.» واژه ی «ما» تکیه کلام آن هاست و تربیت کودکان را نیز بر عهده ی جامعه گذاشته اند. از درک مکان خصوصی برای زندگی شخصی عاجزند و آن را به مثابه¬ی زندانی برای زنان می بینند. جمع گرایی و نظام کشوری به صورت افقی و همه و همه جامعه ای عاری از تبعیض را به نمایش می گذارند که تصویر آن در جامعه ی مردسالار تقریبا غیرممکن به نظر می رسد.

آن ها در عین حال عدم وجود مردان و عدم ارتباط با جهان را نقص اساسی به شمار می آورند. در صفحه ی 98 از وجود سه مرد در آن جا به عنوان «فرصتی مغتنم و بی-بدیل» نام می برند و در صفحه ی 179 ممکن است فرصتی باشد برای بازگشت به دوران «دو جنسی مردم سرزمین مان» را بر زبان می آورند و آن را «مصلحت ایجاد تغییری بزرگ و ساختاری در کشورشان می نامند»؛ و سپس با آگاهی می گویند «در یک نژاد دو جنسی ویژگی های متمایز هر جنس باید تقویت شود.» در ارتباط برقرار کردن با دیگر کشورها اذعان می دارند که این امر مهم بعد از تحلیل درست و دقیق آن ها از کشورهای مردانه و بعد از مشورت با مردم و کسب توافق آن ها، امکان پذیر می باشد.

جامعه ای است که مردان به دلیل جنگ ها و سوانح طبیعی حذف فیزیکی شده اند، بر خلاف زنان به ظاهر موجود در جوامع مردسالار. جامعه ای که از «طریق بکرزایی که فقط در برخی از شکل های بدوی و پست حیات است، یک زن یک تنه یک نژاد جدید انسانی به وجود آورده است.»

هر سه مرد با دیدگاه های تبعیض آمیز نسبت به زن، نژاد و کشورهای دیگر به زنستان می آیند؛ البته با قابلیت ها و دیدگاه های متفاوت. تمدن را که می بینند به دنب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان