صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     دردسر جنسیت....  
 

کمپین یک میلیون امضا از بام افريقا تا بام آسيا

گفتگوی سارا لقمانی با مریم خمسه-2 خرداد 1387

با زن کوهنوردی به گفتگو نشسته ایم که علاوه بر موفقیت های بسیاری که در حوزه ورزشی به دست آورده، میزان شور و تعهد اجتماعی او به مبارزات زنان هموطن اش نیز هیجان برانگیز است. کسی که به عنوان جوانترين زن فاتح قله كليمانجارو بیانیه کمپین یک میلیون امضاء را برای همبستگی با زنان هم وطنش به بام افريقا برد و فتح این قله را همراه با بیانیه کمپین جشن گرفت، کسی که در فتح دو قله در هيماليا نيز سالنمای برابری (سالنمای کمپین یک میلیون امضاء) را همراه با خود داشت؛ تا خواسته هاي كمپين را از بام افريقا تا بام آسيا بر فراز در آورد. خواندن این گپ و گفت دوستانه با این ورزشکار توانا و متعهد نه تنها برای من که برای ادامه مبارزه جنبش یک میلیون امضاء انرژی و تعهد به همراه دارد. پس با هم به تجربه هایش گوش دهیم.

مريم جان لطفا در ابتداي مصاحبه مختصري از خودت و فعاليت هاي كوهنوردي ات بگو

مريم خمسه متولد بهار 1361
از سال 1380 با گروه فدك به سرپرستي آقاي عليرضا رحيمي پور پا به طبيعت گذاشتم و به اين زيباي بي همتا وابسته شدم بطوري كه تصور حذف آن از زندگيم مانند هر كوهنورد يا طبيعت گرد ديگري ، دشوار و به نظرم غیرممکن شده است.
سال 81 وارد باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند شدم. دوره هاي كارآموزي سنگنوردي و كوهپيمايي را با فدراسيون كوهنوردي گذراندم و دوره يخ و برف و ساير كلاسهاي تئوري مربوطه را نيز با اساتيد مجرب باشگاه گذراندم. سال 1385 مربيگري كوهپيمايي درجه 3 با فدراسيون كوهنوردي و همزمان از سال 81 به ورزشهايي چون اسكي و دوچرخه كوهستان نيز پرداختم؛ به هر بهانه اي به دنبال تجربه هايي جديد در طبيعت و مخصوصاً كوهستان مي گشتم.
پيمايش غارهاي زيبا و گاه صعب العبور و جنگلهاي انبوه و قله هاي زيبايي مانند دماوند (بام ايران) كه بنظرم هر شهروند ايراني اي براي يك بار هم كه شده بايد پا بر اين بام بگذارد. قله علم كوه و قله سبلان با درياچه زيبايش و ...
تجربه كوهستان در مناطق مختلف دنيا نيز انگيزه اي براي سفر به آرارات- كليمانجارو- آيلنپيك- كالاپاتار و ... شد.
با اينهمه همچنان خود را در آغاز راه مي بينم.

از چه زماني به كوهنوردي علاقه مند شدي؟

 از اولين بار كه پا به دره گذاشتم. در واقع دره ايگل اولين سفر مستقل من از خانواده در طبيعت بود.

معمولاً سفرهاي كوه با تيم است ؟ و چند روز طول مي كشد؟ آيا خانواده ات با برنامه هاي تو مشكلي نداشتند؟ چگونه توانستي آنها را راضي كني؟

بستگي به برنامه و آدمش دارد. من 90% سفرهايم را با تيم رفتم چون از همنوردانم چيزهاي زيادي در زمينه هاي مختلف ياد مي گيرم. از يك روز تا يك يا چند ماه. بعضي از سفرها هم دور دنيا، درمسافت هایی که طولانی تر است طبعا بيشتر طول مي كشد. به هرحال ما اهل رفتن ایم و به برگشت زياد فكر نمي كنيم (ما زنده از آنیم که ارام نگیریم)، در مورد خانواده ام هم باید بگویم که آنها نیز مثل اكثر خانواده هاي ايراني چنين ورزشي را مناسب دختر شايستة خانواده نمي دانستند. ولي من توانستم بعد از يك سال خودم را ثابت كنم و آنها هم راضي شدند (شايد هم من اينطور فكر مي كنم و هنوز راضي نشده باشند). یک بار به علت آسيب ديدگي زانو مجبور شدم 6 ماه در خانه بمانم و در این مدت آنقدر افسرده شده بودم كه پدرم پيشنهاد و اسرار كرد كه به كوه بروم.

تفاوت مرد كوهنورد و زن كوهنورد چ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان