صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

رنج زنان ایرانی در غربت

فرح شیلاندری-13 آذر 1389

مدرسه فمینیستی : توجه به وضعیت پناهجویان ایرانی به ویژه زنان مهاجر که اغلب در بلاتکلیفی و در معرض صدمات شدید روحی قرار گرفته‌‌‌اند موضوع مرکزی پژوهش متعهدانه‌‌‌ی فرح شیلاندری است که در سایت مدرسه فمینیستی به خوانندگان ارائه می شود. این گزارش تحقیقی که با نگاه واقع‌‌‌نگر و بدون جانبداری سعی کرده وضعیت زنان پناهجوی ایرانی را بازتاب دهد در نوع خود می‌‌‌تواند به مدلی برای تداوم پژوهش‌‌‌هایی از این دست قرار گیرد تا شاید به تدریج توجه همگان را به وضعیت دشوار زنان پناهجوی ایرانی، و در عین حال، راهکارهایی واقعی برای برون‌‌‌رفت از این وضعیت نابسامان را فراهم آورد.

جستجویی در وضعیت زنان ایرانی پناهجو در سوئد

مقدمه

چشمان اشک‌‌‌بار زنان و کودکان ایرانی که با گام‌‌‌های سست از درگاه اداره‌‌‌ی مهاجرت بیرون می‌‌‌روند صحنه‌‌‌ای است که هر پناهجوی ایرانی در گوشه و کنار دنیا بارها با آن روبه رو شده، و پرسش هایی دردآلوده به دل و جانش چنگ انداخته است: «آیا ما نیز مردمی با حقوق برابر با جهانیان هستیم؟ آیا روزی فرا خواهد رسید که حقوق ما نیز محترم شمرده شود و جهانیان از درد آوارگی ما باخبر شوند و دلایل ما را برای آزادی و نفس کشیدن در هوای پاک برابری و زندگی در جامعه‌‌‌ای که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون نباشد، محکم و قابل قبول خواهند دید؟» به راستی بر جامعۀ ایرانی چه گذشته است که زنان و مردان آزاده‌‌‌اش هر روز به سودای زندگی بهتر تن به آوارگی در کشورهای دوردست می‌‌‌دهند و رنج راه و آسیب‌‌‌های آشکار و پنهان آن را به جان می‌‌‌خرند اما حاضر به بازگشت به کشور زادگاه‌‌‌شان ایران، نیستند؟

در سال های اخیر بار دیگر شاهد موج گسترده و روزافزون مهاجرت هموطنانی هستیم که به دلایل گوناگون جان خود را در ایران در معرض خطر می بینند و به کشورهای غربی پناهنده می شوند. اغلب این پناهجویان در کشور خود فعالیت سیاسی نداشته اند اما باز هم دلایل خود را سیاسی و اجتماعی و گاه حتی مذهبی ذکر می کنند. بسیاری از این پناهجویان که با دشواری بسیار خود را به ساحل امنی رسانده اند، با قوانین سرسخت پذیرش مهاجر و جواب منفی اداره های مهاجرت روبرو می شوند. این پناهجویان ایرانی بر روی شمشیری دولبه راه می روند: از یک سو در کشور خود امنیت، آزادی فردی و اجتماعی و حقوق انسانی آنان زیرپا گذاشته می شود و عمری را به دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی می گذرانند که سال ها پیش در کشورهای غربی حل شده، و از سوی دیگر ادارات مهاجرت دلایل آنان برای خارج شدن از ایران و اقامت در کشور دوم را ناکافی شمرده و مشکلات آنان را جدی تلقی نمی کنند. رؤیای این پناهجویان برای آسایش و امنیت و تجربۀ یک زندگی عادی در پشت درهایی بسته، درهم شکسته می شود، درهایی که طبق قراردادهای بین المللی حقوق بشر باید به روی آنان باز باشد. برخی از آنان پل های پشت سر خود را به کلی خراب کرده‌‌‌اند در نتیجه، راهی برای بازگشت ندارند، پس به زندگی تلخی قدم می گذارند که پیش از این هرگز در رؤیای آنان نمی‌‌‌گنجید.

زنان، شمار کثیری از پناهجویان ایرانی را تشکیل می دهند که به دلیل نگاه جنسیتی، آسیب پذیرتر از مردان هستند و از وضعیت اسفناک‌‌‌تری رنج می برند. برخی از این زنان بدون همسران و گاه با کودکان خود به غرب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان