صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

به تناسب کور بازار، کورستان، و کورمرگی: نگاهی دوباره به رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو

الهه رهرونیا-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: تاویل پذیری کوری به اعم ناهنجاری های سیاسی، اجتماعی، و پهنه­ی تعمیم آن، شالوده ­ی رمان ساراماگو است. رمانی اصولا" کلی­نگر که ته مانده­ی نگاهش بر جزئیات نیز هست. بخش قابل توجهی از سلسله نقد­هایی که بر رمان کوری نوشته شده­اند به بررسی انعکاس رئالیسم جادویی در انحصار ایده­ی کوری پرداخته و از این زاویه ابعاد نشانه شناسیک آن رامورد تحلیل قرار داده اند. و بسیاری دیگر از بعد جامعه شناسانه به موشکافی این اثر پرداخته­اند. هدف از این نوشتار مرور یا تکرار بوده­ها از نگاهی دوباره­ی نیست بلکه بیشتر سرکشی به خصوصیات ادبی یاد نشده در این متن است.

در مقایسه با دیگر نویسندگان آمریکای لاتین، مثلا نویسنده­­ی بزرگی چون مارکز، ساراماگو بیش از اینکه بزرگ باشد نویسنده­ای تند و تیز است. بدان معنا که بهره­گیری از فاکتوری بنیادی چون رئالیسم جادویی در آثار ساراماگو، اگرچه به قدرت پردازش جزییات در آثار مارکز نیست، اما کارکردی تر و روشنفکرانه تر است. با این نگاه شخص ساراماگو حضور مستقیم رئالیسم جادویی، و شباهت آثارش را با آثار دیگر نویسندگان آمریکای لاتین نفی کرده و مدعی است که برای دستیابی به رئالیسم جادویی نیازی به پرورش در محیط سرزمینهایی با چنین بافت فرهنگی نیست؛ بلکه هر سرزمینی و با هر فرهنگی میتواند به رئالیسم جادویی خاص خود دست یابد.

کوری تکفیر غرایز انسانی و ستایش تمدن است. تمدن نه به مثابه­ی پیشرفت ثانیه مدار تکنولوژی، که به معنای دور شدن از غرایز یا توانایی در کنترل و هدایت آنها. و ساراماگو در کوری میگوید که انسان بیش از آنکه توانا در کنترل غرایز خویش باشد، بازیچه­ی این غرایز است. نمود های نشانه شناسیک غرایز انسان در کوری نه تنها بسیارند بلکه محور بازی­های روایی آن محسوب می­شوند. ترس به عنوان یکی از محوری ترین غرایر انسان، اگرچه در رمان کوری، مثل گرسنگی، و شهوت، به طور مشخص مورد اشاره قرار نمیگیرد، اما قطعا" در پس پرده، بار سنگینی از نگاه نویسنده را بر دوش دارد. ترس عمومی از کوری، ترس از کوری از سوی سربازان، ترس از گرسنگی از سوی کورها، ترس از قدرت از سوی کورهایی که مورد ستم کورهای بزه­کار اند، ترس از مرگ در فقره­ی آتش سوزی، ترس مرد دزد از قانقاریا، ترس زن دکتر از شناخته شدن، و... . ساراماگو نویسنده­ای اصول­گرا است. او در رمان جنجالی دیگرش «انجیل به روایت مسیح»، که به اعتراض کاتولیک­های پرتغال به تبعید خودخواسته­­اش به جزایر قناری انجامید نیز، از دریچه­ای اصول­گرایانه، اعتقادات خود را بر منطق روایتی کلی، و بر مبنای یک محور ویژه آفرید. لزومی به تاکید بر این نکته نیست که ساراماگو اگرچه نویسنده­ای تکنیکی نیست، و اساس نوشتار او به به همان محور ویژه در پیرنگ برمی­گردد، اما نویسنده­ای است، که در تشخیص موقعیت نوشتار و انتخاب محور اصلی بسیار هوشمندانه عمل می­کند. انتخاب موضوعی چون کوری عمومی چنان نو و چالش برانگیز است، که که حتی اگر نویسنده قدرت چندانی هم در پردازش درونی و بافتاری متن به خرج ندهد، یا حد اقل در مواردی برای منتقدین جای ایراد باقی بگذارد، باز هم سوژه به قدری تکان دهنده و منحصر به فرد است، که ایرادات وارده را سرپوش می­گذارد. فیلم کوری را به لحاظ سوژه میتوان با فیلم «بنجامین باتم» مقایسه کرد که با وجود موارد قاب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان