صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

ضرورت بازاندیشی مردان در نگاه خود به زنان

نیلوفر مهدیان-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: بالا رفتن خشونت بر زنان در جامعه کنونی ایران هر انسان خیرخواهی را می تواند به تأمل و تکاپو وادارد. با این حال مسائل زنان تا حد زیادی به ویژه برای مردان ناشناخته اند و همین، آنها را بغرنج تر می کند. مردان خیراندیش باید "بخواهند" این مسائل را بشناسند و در رفع اش کمکی اگر می توانند بکنند. به همین دلیل شاید مسئله اول همین "نیت" باشد. امروز با وجود انواع و اقسام مسائل و مشکلاتی که جامعه ما با آن دست به گریبان است طبیعی است برای این که جامعه بهتری داشته باشیم به فکر رفع آنها یا حداقل جلوگیری از تعمیق و گسترش آنها بیفتیم. و باز خیلی طبیعی است که با توجه به جایگاه و پایگاه خودمان اولویت هایمان را انتخاب کنیم؛ اما این نمی تواند از اهمیت مسائل دیگر بکاهد. مسائل زنان به خاطر درگیر شدن نیمی از جمعیت هرگز حتی نمی تواند مسئله اقلیتی از جامعه فرض شود. نیمی از جمعیت، در جامعه، در خانه، در محیط کار، آموزش، و همه بخش های زندگی مردان حضور دارند _ حضوری انکارناشدنی که به هر حال مردان را نیز درگیر می کند و چه بهتر که آنها با "نیت خیر" به این مسائل نزدیک شوند و زنان و مردان همراه هم به سوی جامعه ای سالم گام بردارند.

در تعیین اولویت های معضلات اجتماعی همواره شنیده ایم که می گویند با مسائل زنان هم باید به مثابه مسائل انسانی برخورد شود و نگاه جنسیتی دخیل نگردد. اما نگاه جنسیتی به مسائل زنان به ویژه هنگامی در مقابل نظریه های دیگر (مثلا نظریه های طبقاتی و توزیع رفاه و سلامت و ثروت و غیره) برجسته می شود که با آزار و خشونت جنسی طرف باشیم. این خشونت علیه زنان است که نگاهی ویژه به خود را سبب می شود و از دل مسائل، نظریه ها و برنامه ریزی های ویژه ضرورت تدوین می یابند.

در مورد خشونت های شدید علیه زنان در جامعه ما خوشبختانه کارهای مثبتی انجام گرفته است. گفتمان ضد خشونت (که فعلا همان خشونت های بسیار شدید را شامل می شود) به گفتمانی نسبتاَ اصلی تبدیل شده اما از آنجا که فعالیت های بسیار حوزه زنان در سطح تئوریک کمتر توانسته به پهنه گفتمانی مسائل اجتماعی راه یابد مسیری که از اسباب و انگیزه خشونت تا اعمال خشونت محسوس و بالاخره خشن طی می شود هنوز تا حد بسیار زیادی ناشناخته مانده است. شاید یکی از علت هایش عدم تبیین شایسته مقوله "آزار جنسی" باشد. در یک فرهنگ مردسالار و زن ستیز اتفاقی که همواره می افتد این است که چیزی که برای یک زن آزار است، برای مردان ممکن است به عنوان آزار قابل درک نباشد، به ویژه که آزاردهنده از این کار لذت می برد و در فرهنگ عمومی نیز برای زن حقوق مشخص و قابل اثباتی در قبال آن در نظر گرفته نشده است. طبیعت آزار این است که یک طرف لذت و طرف دیگر رنج می برد. این آزار و رنج بر حسب درجه و شدت شان و نیز حساسیت طرفین از یک سو قابلیت اندازه گیری و از سوی دیگر قابلیت ادراک پیدا می کنند.

مردان غالباَ اجحاف و ناکامی حاصل از اختلافات طبقاتی را خیلی خوب درک می کنند. اما این که انسانی به خاطر جنسیتش مورد اجحاف قرار بگیرد برای آنها معمولا چندان قابل درک و یا بااهمیت نیست. باید توجه داشته باشیم که مناسبات اجتماعی انسان ها بر اساس نقشی که یا خود به عهده می گیرند یا از ایشان توقع می رود به وجود می آید و وقتی زنان از جایگاه شایسته ای برخوردار نباشند – چه در ذهن و چه در عمل-




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان