صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

ویس و رامین، منظومه جاودان

نیلوفر مهدیان-7 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: مطلب زیر به قلم نیلوفر مهدیان، پژوهشی در منظومه «ویس و رامین»[۱] است. نیلوفر مهدیان، مترجم حوزه زنان است که اخیرا کتاب «زنان در روزگارشان» به ترجمه او توسط نشر نی منتشر شده است. مطلب نیلوفر مهدیان را در مورد منظومه «ویس و رامین» در زیر می خوانید:

درختی رسته دیدم بر سر کوه / که از دل ها زداید زنگ اندوه…

به زیبایی همی مانده به خورشید / جهان در برگ و بارش بسته امید

به زیرش سخت روشن چشمه آب / که آبش نوش و ریگش دُرّ خوشاب

چرنده گاو گیلی بر کنارش / گهی آبش خورد گه نوبهارش

شهنشه گفت با گوسان نایی / زهی شایسته گوسان نوایی

سرودی گوی بر رامین بدساز / به در بر روی مهرش پرده راز

چو بشنید این سخن ویس سمنبر / بکند از گیسوان صد حلقه زر

به گوسان داد و گفت این مر تو را باد / به حال من سرودی نغز کن یاد

سرودی گوی هم بر راست پرده / ز روی مهر ما بردار پرده

چو شاهت راز ما فرمود گفتن / ز دیگر کس چرا باید نهفتن

دگرباره بزد گوسان نوایی / نوایی بود بر رامین گوایی

همان پیشین سرود نغز را باز / بگفت و آشکارا کرد او راز

درخت بارور شاه شهان است / که زیر سایه اش نیمی جهان است

به زیرش ویس بانو چشمه آب / لبانش نوش و دندان درّ خوشاب

چو گیلی گاو رامین بر کنارش / گهی آبش خورد گه نوبهارش

بماناد این درخت سایه گستر / ز مینوباد وی را سایه خوش تر

همیشه آب این چشمه رونده / همیشه گاو گیلی زو چرنده

این نقطه اوج “ویس و رامین”، منظومه ای از عهد طغرل سلجوقی در نیمه اول قرن پنجم هجری است، که از سوی “گوسان” “نواگر نوآیین” در بزم شاه شاهان “موبد” سروده می شود. رازی که ویس و شاهنشاه بر سر آن دعوا دارند عشق ویس و رامین (همسر و برادر شاه) به یکدیگر است. ماه اردیبهشت است و “بیابان از خوشی همچون گلستان”. ویس بانو، ماه ماهان، در کنار شاه، “آزاده ویرو” برادر ویس دست راست و جهان آرای شهرو، مادر ویس، دست چپ آنان و رامین، برابر، به پیش گوسان نشسته اند. در حالی که نامداران در حال شادی اند و می آسوده در مجلس می گردد، گویی ماجرایی از حالت تعلیق خارج می شود و تکلیفی روشن می شود که با به پایان رسیدن سرود گوسان با یاد “دوستان و دلربایان” ناگهان:

شه شاهان به خشم از جای برجست/گرفتش ریش رامین را به یک دست

به دیگر دست زهرآلود خنجر/ بدو گفت ای بداندیش و بداختر

بخور با من به مهر و ماه سوگند/ که با ویست نباشد مهر و پیوند

وگرنه سرت را بردارم از تن/ که از ننگ تو بی سر شد تن من

قصه این است که این بار رامین گُرد بر خلاف همیشه روبه روی شاه می ایستد و بی هیچ احساس خواری یا ناتوانی عشقش را به جانانش نزد همگان اعلام می کند:

مرا قبله بود آن روی گلگون / چنان چون دیگران را مهر گردون

شاه خشمگین یکباره زبان به دشنام می گشاید و رامین را می اندازد تا سر ببرد. اما رامین باز بر خلاف سابق، بلند می شود و “سبک” دو دست شاه را می گیرد، “همچون شیر نری که روباهی را”؛ به خاکش می افکند و شاهنشاه هم که از باده مست بوده چیزی نمی فهمد…

روایتی تصویری از پدرسالاری آشکار

برای ما که خواننده امروزی این قصه هستیم، به ویژه اگر فمینیست باشیم، آنچه مهم تر و غم انگیز است وضعیت زن بودن است که از این گردنه تلخ تر و گزنده تر باز می گردد چون بار دیگر روایتی تصویری از پدرسالاری آشکاری که تنها موجود زنده اش هم مرد




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان