صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

به مناسبت سالگرد تولد سیمین دانشور: سنگی بر گور ادبیات معاصر

دکتر سیمین کاظمی-10 اردیبهشت 1392

مدرسه فمینیستی: 8 اردیبهشت ماه سالروز تولد سیمین دانشور، نویسنده و داستان نویس و مترجم شهیر ایرانی است. وی در سال 1300 خورشیدی در شیراز به دنیا آمد و در 18 اسفند 1390 در تهران درگذشت. به همین بهانه، مطلب زیر را که نوشته سیمین کاظمی است و نقدی است بر کتاب «سنگی بر گوری»، می خوانید:

برخلاف تصور جلال آل احمد که هر آدمی را سنگی بر گور "پدر" خویش و راه جاودانگی و ماندگاری را در داشتن فرزند می دانست، سیمین دانشور بی آنکه "مرد" یا "پدر" باشد و بدون داشتن آن سنگی که آل احمد می گوید، جاودانه شده است، اما نه از طریق "رابطۀ خون و نسل"، بلکه در تاریخ ادبیات معاصر. و در این تمثیل خود سنگی است بر گور ادبیات معاصر ایران. در داستان سنگی بر گوری، سیمین دانشور یکی از شخصیت های این روایت واقعی است که توسط نویسنده از مقام نویسندگی خلع شده و به عنوان یک زن به معنای فیزیولوژیک اش به او پرداخته شده است. در واقع سیمین دانشور، آن دانشورِ نویسنده ی خالق سووشون که ما می شناسیم نیست بلکه زنی است که همسرش از او توقع دارد برایش سنگی بسازد برای نهادن بر گوری، و برای رسیدن به این آرزو، بخشی از زندگی خصوصی اش برای مخاطب آل احمد بازگو می شود.

علاوه بر این، سنگی بر گوری نمایانگر نگاه مردسالارانه یک نویسنده بزرگ معاصر است که قادر نیست زن را فراتر از کلیشه های موجود در جامعه هم عصرش تصویر کند و در همان چرخه ای قلم می زند که برای زن نقشی غیر از نقش های فیزیولوژیک و سنتی قائل نیست. این نگاه جلال آل احمد به زنان، در واقع جزیی از همان نگاه مسلط ادبیات معاصر ماست که در مقابل تغییر جامعه به سوی برابری جنسیتی سخت جانی می کند و بر کلیشه های جنسیتی مألوف پای می فشارد. چنین رویکردی به زنان، برخلاف توقع فمینیست ها از ادبیات است.

بازنمایی زنان در آثار و نوشته های ادبی از آنرو اهمیت دارد که ادبیات یکی از راه ها و ابزارهای موثر بر جامعه پذیری است و جامعه پذیری نقش های جنسیتی نیز ممکن است به واسطه ادبیات، صورت گیرد. بنابراین فمینیست ها توقع دارند، ادبیات نقشی متفاوت از یک ابزار نهادینه کردن سلطه جنسیتی مردانه داشته باشد، و نیز انتظار دارند یک نویسنده روشنفکر آن هم از نوع متعهد و مسؤول بتواند در شرایطی که نیمی از اجتماع به واسطۀ سلطۀ تفکر و فرهنگ مردسالار در محرومیت و فرودستی نگه داشته شده اند، وضعیت آنان را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد و بیشینۀ آگاهی را که زنان به عنوان یک طبقۀ تحت ستم نتوانسته اند به آن دست یابند، در اثر خویش بازنماید. به قول بکری تمیزی، ادبیات باید قادر باشد تجارب زنان را در جهت انسانی و برابری سیستم ارزشی فرهنگی به پیش برد. ادبیات باید این توان را داشته باشد فرهنگی را که از نظر تاریخی در خدمت منافع مردانه بوده است، از اقتدارطلبی بیرون آورده و به آن خصلت دموکراتیک بدهد. ادبیات باید اجازه ی تجربه ی شخصی و صادقانه را بدهد حتا اگر مخالف با استانداردهای موجود بوده و با فرهنگ زمان بیگانه باشد. یک کار ادبی باید به تشویق نمونه های مثبت بپردازد. برای این منظور باید قادر به ارائه شخصیت زن هایی باشد که هویت مستقل دارند و موجودیت آنان به مردان وابسته نیست. نویسنده باید این قدرت را داشته باشد که در خلق کاراکترهای داستان چارچوب های قراردادی پدرسالار را درهم بشکند.

نقد فمین




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان