صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

حجاب: مسئله دیروز و امروز

پروین بختیارنژاد-25 اردیبهشت 1392

مدرسه فمینیستی: اولین زمزمه های برداشتن حجاب دست و پا گیر و حداکثری در سال های آغازین سده اخیر، که شامل چادر، چاقچول و روبنده بود، از سوی معدود مردان فرنگ رفته و تحصیل کرده بگوش جامعه مذهبی – سنتی آن روز، زمانی خوانده شد که جامعه ایران شامل گروه اندک شهرنشین و گروه کثیر روستانشین و عشایر بود و 95% زنان بیسواد بودند. آن زمزمه آرام آرام در طرد حجاب افراطی به گوش صاحب منصبان و نهایتا رضاشاه رسید.

از سال 1305، طرد حجاب از سوی طیف های متنوعی از مردان شنیده شد. از عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه گرفته تا برخی از شاعران و نویسندگان دوره مشروطیت. آن ها حجاب زنان را به کفن سیاه تشبیه کردند و امکان رشد و ترقی جامعه را نیز در گرو بدور انداختن این حجاب اجباری و افراطی دانستند.

این مضامین را در اشعار میرزاده عشقی، عارف قزوینی، ایرج میرزا و نوشته های ابراهیم خواجه نوری و صادق بروجردی، ابوالقاسم لاهوتی، ابوالقاسم مراغه ای و نیز تاج السلطنه دختر ناصر الدین شاه و ترانه های ملوک ضرابی اولین زن خواننده ایران، می توان دید و با گذر زمان این صدا بلند و بلندتر می شد.

هر چند که در این میان، چهره هایی چون کاظم زاده ایرانشهر یا محمد علی جمالزاده معتقد به روند تدریجی کشف حجاب بودند. نظر کاظم زاده ایرانشهر در مورد حجاب، تفاوت چندانی با میرزاده عشقی، یا عارف قزوینی و دیگرمنتقدان پوشش افراطی زنان در آن دوره نداشت. وی در مورد حجاب بر این عقیده بود که، حجاب یکی از بدبختی های زندگی خانوادگی است و بسیاری از مضرات و معایب در زیر همین حجاب پرورشمی یابد اما، این مسئله باید به اختیار و به تدریج حل شود.

البته اصرار مردان تحصیلکرده بر کشف حجاب با سکوت و عدم استقبال زنان فعال در آن دوره مواجه شد و کشف حجاب خواسته فعالان زن به طور علنی و گسترده نبود بلکه خواسته برخی از مردان تحصیل کرده آن زمان بود. و زنان بجای طرد یک باره آن، در پی سبک کردن بار سنگین حجاب بودند. یعنی زنان به سمت رویه های اصلاحی گرایش نشان دادند، مانند تغییر و جایگزینی چادرهای سیاه و روبنده به چادرهای رنگی، پوشیدن چادرهای نازک و حتی تقلیل دادن آن به کت و دامن های گشاد و پوشیده.

گفتگوی مردانی مانند تیمورتاش که در جوار رضاشاه بودند در نقد و طرد حجاب، روز به روز جدی تر شد. این پیشنهاد در آغاز شاه را دچار تردید و ترس از فضای فرهنگی آن دوره و قدرت روحانیون کرد، اما وی پس از سفر به ترکیه برآن شد که در سال 1315 دستور کشف حجاب را صادر کند و گزمه ها مسئول کشیدن چادر از سر زن ها شدند.

اما این حکم حکومتی به هیچ وجه مورد استقبال جامعه مذهبی – سنتی آن روز قرار نگرفت و از آن روز حجاب زنان تبدیل به یک موضوع سیاسی در ایران شد. جامعه ای که زنان را در اندرونی خانه ها می پسندید و برداشتن حجاب را اولین قدم در فاسد شدن زنان تصور می کرد، دعوت اندک مردان تحصیل کرده و فرنگ رفته، به برداشتن حجاب و نشستن بر سر کلاس های درس و حضور اجتماعی، تن مردان و زنان درس نیاموخته را می لرزاند و آن ها را به وحشت می انداخت.

اینگونه بود که صف بندی در قبال نگه داشتن حجاب و یا برداشتن آن آغاز شد و کشف حجاب در تلقی مردمان مذهبی – سنتی آن روزگار همچون ارثیه ای شوم از سوی صادر کننده آن تلقی شد و این تلقی تا چندین دهه ی متمادی بر اذ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان