صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

بازتولید بردگی در بیلبوردهای شهری

ثنا نصاری-18 آذر 1392

مدرسه فمینیستی: "زن به وجود او جسمیت می بخشد ولی منحصرا نقش دایه و تغذیه کننده را به عهده دارد نه وظیفه ی آفریننده را. زن در هیچ زمینه ای آفریننده نیست. کودک و نان قبیله را تأمین می کند و با این عمل به حفظ حیات قبیله می پردازد، همین و بس."

جملات بالا فرازی از بخش تاریخ کتاب «جنس دوم» است. سیمون دوبووار در این بخش چگونگی استقرار سلسله مراتب جنس ها را مرور می کند. تنش در رابطه ی متقابل دو جنس که هر یک می خواهد سلطه ی خود را بر دیگری بقبولاند، قدمتی به درازای تاریخ دارد. هر گاه یکی از این دو واجد امتیاز و مزیتی باشد، سیطره اش بر دیگری بیشتر خواهد شد. در دوره ای باروری امتیاز و در دوره ای دیگر نفرین محسوب می شد. دوبووار در این بخش شرح می دهد که چگونه زن جایگاه برابر خود با مردان را رفته رفته به واسطه ی یکجانشینی و اختراع ابزارهای جدید غلبه بر طبیعت و گسترش کشاورزی از دست داد، چراکه سال های متمادی در خانه مشغول پرورش و نگهداری کودکان بود، حال آنکه مرد قدرت را در گسترش و حفظ مرزهای زمینش تجربه می کرد. جنگ و شکار و ماهیگیری و کشاورزی نمایشگر بسط هستی و فراروی او به سوی دنیا بود...

با خودم فکر می کنم قرن های قرن از عصر مفرغ گذشته، من فارغ از فشار اجتماع مالک تن خود... اراده برای باروری... زن کنشگر مدرن... که بیلبوردی رنگارنگ و عظیم، با ابتدایی ترین و بی کیفیت ترین طراحی در سطح شهر تهران میخکوبم می کند: «با یک گل بهار نمیشه / فرزند بیشتر، زندگی شادتر!»

پدری سوار بر دوچرخه و فرزندان شاد و قد و نیمقدی که ترک دوچرخه نشسته اند. اما تصویر کامل نیست، چرا که "مادر"ی در کار نیست. باز دقیق تر نگاه می کنم، شاید دختر ریز نقشی که آخرین نفر و تقریبا ً روی زین نشسته همان "مادر" گم شده باشد اما نه! این مادر بیشتر یادآور قانون رفع منع ازدواج پدرخوانده و فرزندخوانده است و با شعار بالا ارتباط معنایی چندانی برقرار نمی کند. دوباره تصویر را مرور می کنم:

پدری جوان و خوشحال، پسری جوان، پسری کوچک که بادکنک رنگی در دست دارد، باز دو پسر نوجوان، و بالاخره یک دختربچه. دشت و چمنزار و ابرو آسمان آبی و هوای پاک هم که در پس زمینه می درخشند. آنسوی تر هم تصویر کوچکی از پدری اخمو و پسری غمگین که به زور دوچرخه را به جلو می رانند. اما در هر دو تصویر "مادر" حذف شده است. حذف شدن "مادر" در جهت عینیت بخشیدن به نقشی که این تبلیغ سعی دارد به زن تحمیل کند، صورت گرفته: یک بچه ساز تمام وقت.

"مادر" نه تنها از این تصویر، بلکه می توان گفت او از شادی های زندگی، از پیک نیک رفتن به اتفاق همسر و فرزندان در بهاری که وعده داده شده (عنوان بیلبورد: «با یک گل بهار نمیشه») حذف شده است زیراکه او مشغول انجام وظیفه ی "ساختن بچه" است. بله "ساختن". او یک دستگاه بچه ساز است. یک ابزار شامل قسمت هایی چون: رحم، تخمدان،... حذف تمام و کمال زن در این تصویر تأکیدی بر ابزار بودن اوست برای رسیدن جامعه به شادی ای که خود زن قرار نیست از آن نفعی ببرد (بماند که شادی اش هم به اندازه تمیزی هوایش، غیرقابل باور است).

از طرفی همه افراد خانواده در این تصویر در جنب و جوش اند اما این جنب و جوش از "مادر" دریغ شده. در ازای آن نوعی گوشه نشینی و انفعال به او تحمیل گردیده است. او ابزاری است منفعل که حتی مالکیت اش بر فرزندانی که به دنیا آورده، در س




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان